Rate this post

یادداشت, محمد پورزینال: رشد پایدار کسب و کار؛ شرکت‌ها در زمان‌های اخیر وسواس زیادی نسبت به «هک رشد» داشته‌اند، اما اجبار به رشد این چنینی احتمالاً بیش از آنکه مفید باشد، ضرر خواهد داشت. در عوض، کسب‌وکارها باید به دنبال راه‌هایی برای دستیابی به رشد پایدار و بلندمدت باشند. دستیابی به این نوع رشد مستلزم ترکیب صحیح عناصر و استراتژی است که همراه با آینده نگری باشد.

رشد پایدار کسب و کارها نیازی به زمان زیادی ندارد تا اتفاق بیفتد. برخی از عوامل تأثیر تقریباً فوری بر رشد شرکت دارند. 13 عنصر مهم رشد پایدار کسب و کار را با تمرکز خاص بر عواملی که تقریباً بلافاصله شروع به کار می کنند تضمین می کند.

  1. تحویل ارزش

رشد پایدار کسب و کار ارزشی است که شما به مشتری خود ارائه می دهید. نشان دادن این ارزش از ابتدای رابطه نه تنها به شما کمک می کند وفاداری در آینده را تضمین کنید، بلکه به شما کمک می کند خط لوله خود را از طریق ارجاعات دهان به دهان بهبود بخشید. رشد یک چرخ دنده چند وجهی به آن متصل است که شامل جنبه های زیادی از پرورش روابط جدید و موجود و تعیین ارزش است.

  1. رضایت مشتری و ردپای آن

رشد پایدار کسب و کار تا حد زیادی با رضایت مشتری و ردپای جغرافیایی مرتبط است. رضایت مشتری را می توان با ارائه یک تجربه بهتر، نوآوری محصولات/خدمات جدید و مدیریت رضایت کارکنان به منظور تبدیل شدن به سفیران برند به دست آورد. ردپای جغرافیایی به نحوه مدیریت جریان نقدی، حاشیه ها و سرمایه گذاری برای گسترش به قلمرو جدیدی که منجر به رشد می شود، مربوط می شود.

 

 

 

 

 

  1. مشتری مداری

رشد پایدار کسب و کار؛ یک کسب‌وکار به مشتریان، مصرف‌کنندگان یا هرکسی که از خروجی آن سود می‌برد، پاسخ می‌دهد. بهترین راه برای رشد پایدار و موفقیت هر استراتژی مرتبط، تمرکز مداوم بر حل مشکل یا بازخورد مشتری و بهبود خدمات به آنها و تجربه موفقیت آمیز آنها با آنچه به آنها ارائه می دهد ارتباط دارد. این باعث ایجاد مصرف مداوم، اعتماد، ارزش و رشد می شود!

 

 

 

 

 

  1. مشتری به دانش نیاز دارد

از این واقعیت آگاه باشیم که مشتریان بازگشت پایداری را دیکته می کنند و مشتریان جدید رشد را. تجزیه و تحلیل یک عامل کلیدی برای برند است. دانستن نیازهای مشتریان امر کلیدی است. تا به امروز، بزرگترین استراتژی کسب وکارهای موفق تعامل با مشتری و CRM داخلی است. تماس مستقیم با مشتریان و ارسال پیام از طریق فروش یا با اطلاعات، سریعترین و مطمئن ترین شکل بازگشت سرمایه است.

 

 

 

 

 

  1. بیان واضح اهداف

رهبران کسب‌وکار به وضوح اهداف کسب‌وکار را به صورت کمی بیان می‌کنند و اهدافی را که به طور فزاینده‌ای جزئی به سطوح متوالی زیردستان منتقل می‌کنند، چارچوبی را ایجاد می‌کنند که تصمیم‌ها و اقدامات را با دستیابی به اهداف کسب‌وکار در سطح بالا هماهنگ می‌کند. تصمیمات و اقدامات همسو هستند زیرا افراد می توانند “دیدن” و با اجزای هدفی که مسئول آن هستند اندازه گیری شوند.

 

 

 

 

 

6. نگاهی به بیرون

بیشتر مدیران عامل و مدیران اجرایی وقت خود را صرف نگاه کردن به جهان از جایی که نشسته‌اند می‌گذرانند – نگاهی از درون به بیرون. برای دستیابی به رشد پایدار در بازار، آنها باید نگاهی از بیرون داشته باشند. اول، آن‌ها باید دنیایی را که در آن فعالیت می‌کنند، درک کنند. دوم، باید ارزشی را که شرکتشان ارائه می‌کند یا می‌تواند ارائه دهد، به رسمیت بشناسند و سپس استراتژی‌هایی را توسعه دهند که این دو را به طور موثر به هم مرتبط می‌سازد.

 

 

 

 

 

  1. تشکیل تیم

استراتژی های رشد بسته به زمینه و رهبری می توانند نیروبخش یا تضعیف کننده باشند. بدترین اشتباهی که یک رهبر می تواند مرتکب شود این است که اهمیت انسجام را از دست بدهد. اگر تیم منسجم به شعار رشد اعتقاد نداشته باشد، همه عناصر استراتژیک سقوط خواهند کرد. با معنا بخشیدن و نشان دادن اینکه چگونه هر یک از اعضا در رسیدن به هدف مشارکت می کنند، اشتیاق به سمت یک هدف رشد را بر  می افروزد.

  1. مالکیت

مالکیت بهترین راه برای ایجاد تأثیر فوری است. زمانی که نمایندگان و مدیران خط مقدم احساس می کنند که یک ایده، پروژه یا ابتکار بر اساس افکار آنها است یا تحت تأثیر نظرات آنها قرار گرفته است، به احتمال زیاد احساس مالکیت می کنند. مالکان دوست ندارند ببینند که ایده‌هایشان به کندی شروع می‌شود یا بدتر از آن شکست می‌خورد

  1.  به سمت ایده‌های جدید

باز بودن نسبت به ایده های جدید برای پیشبرد رشد بسیار مهم است. دستیابی به این گشودگی مستلزم مکانیسم‌های ساختاری است تا بتواند ایده‌ها را از هر نقطه‌ای در سازمان به سوی تصمیم‌گیرندگان جریان دهد. صاحبان کسب وکارها همچنین به فرهنگی نیاز دارند که نوآوری را در تمام سطوح بپذیرند. امروزه این عناصر بیش از هر زمان دیگری مهم هستند زیرا کسب و کارها نحوه پاسخگویی خود به الزامات دائماً در حال تغییر را بازتعریف می کنند.

  1. به اشتراک گذاری دانش

همکاری اشتراک دانش را افزایش می دهد. داشتن یک محیط کار گروهی، دیگران را تشویق می کند تا موفقیت و ایده های خود را به اشتراک بگذارند. برای همه در یک شرکت جا برای موفقیت وجود دارد.

  1. سازگاری پیام

رهبران کسب و کار باید از ثبات پیام اطمینان حاصل کنند. این به این معنی است که اطمینان حاصل شود که هر کارمندی که با مشتری روبروست، پیام، برند و ارزش خود را نشان می دهد – خواه مربوط به تمایز شرکت و محصول باشد یا مهارت فنی. تمرکز بیشتر بر ارزیابی، ایجاد و تقویت این ترکیب مناسب از دانش و مهارت‌های نرم و سخت به شرکت‌ها کمک می‌کند بدون توجه به بازار یا شرایط کلان اقتصادی رشد کنند.

  1. افراد و ارتباطات هدف

یکی از عواملی که باعث می‌شود یک استراتژی رشد فوراً عملی شود، کمک به همه افراد برای درک اینکه چگونه کارشان به تصویر بزرگ‌تر کمک می‌کند، است. وقتی مردم احساس می کنند که کارشان اهمیت دارد، بیشتر روی آن سرمایه گذاری می کنند. وقتی  از افرادی که در چشم انداز بیشتر مشارکت دارند، استقبال می شود، استراتژی رشد نتایج فوری خواهد داد. اگر تصمیم واقعی به رشد باشد، تأثیر آنها به مردم باید نشان داده شود.

  1. همکاری و نوآوری

شرکت ها باید با محیط های در حال تغییر خود سازگار شوند و در عین حال نوآوری را از طریق همکاری تشویق کنند. هر شرکتی استعداد بزرگی دارد، بنابراین محیطی ایجاد شود که به آن اجازه شکوفای بدهد. شرکت ها باید اتاق های فکر و مشاوران کوچکتر را تشویق کنند تا به چالش ها و موانع احتمالی آینده رسیدگی کنند. ابتدا به افراد خود اعتماد کنند و برای انطباق با محیط های در حال تغییر حرکت کنند.

پیام بگذارید

طراحی سایت در ارومیه